بازخوانی روش‌های آموزش دروس ادبیات فارسی بر اساس اندیشه‌های دلوز و گتاری (با بررسی موردی تدریس غزلی از حافظ در دوره دوم متوسطه)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

زبان و ادبیات فارسی، دانشکده زبان و ادبیات، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران

10.48310/rpllp.2026.21003.1280

چکیده

اگرچه در سالیان اخیر، از رویکردهای نوین آموزشی در تدریس دروس ادبیات مانند آموزش معکوس، چند حسی، مبتنی بر تفکر خلّاق و نظایر آن سخن به میان آمده است، اما غالباً این متدها در سطح تئوری باقی مانده‌اند. این مقاله با بهره‌گیری از روشی توصیفی-تحلیلی و با کاربست چارچوب نظریِ ژیل دلوز و فلیکس گتاری، به بازخوانی روش‌های آموزش دروس ادبیات فارسی در تمام مقاطع تحصیلی می‌پردازد. پژوهشگر از مطالعات کتابخانه‌ای بهره برده و مبانی نظری این پژوهش، از جمله «تفکر ریزوماتیک»، «صیرورت»، «ماشین‌های میل‌» و «فضاهای هموار»، به عنوان آلترناتیوی برای نقد الگوی مسلط آموزشی «فضای مخطّطِ» تست‌محور، استخراج و تشریح شده‌اند. سپس، با تمرکز بر مطالعه‌ای موردی از غزل «مهر و وفا»ی حافظ، نشان داده می‌شود که خودِ متن ادبی ظرفیت ذاتی برای عمل کردن به مثابه یک ریزوم را داراست و می‌توان با طراحی فعالیت‌های عملی مانند «کارگاه نقشه‌برداری»، کلاس درس را به آزمایشگاهی برای پرورش خلاقیت، تفکر نقّاد و تاب‌آوری در برابر ابهام تبدیل کرد. یافته‌های مقاله حاکی از آن است که تلفیق اندیشه‌های دلوز و گتاری در عرصة عمل تدریس، نه تنها می‌تواند به غنای آموزش ادبیات بینجامد، بلکه می‌تواند با کاربردی کردن ادبیات و ارتباط برقرار کردن میان مصادیق درسی با چالش‌های روزمرۀ متعلمین، مهارت‌های ضروری برای زندگی در جهان پیچیدة معاصر را در فراگیران تقویت کند. یافته‌ها با توجه به ارائۀ مدلی کاربردی از روش تدریسی مبتنی بر رویکردهای دلوز و گتاری و تلفیق این رویکرد با رویکردهای خلاقانۀ پیشین، به معنای تصریح بر ضرورتِ به‌کارگیری این رویکرد و رویکردهای مشابه است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات