تحلیل سبک‌شناسی شعر واصف باختری

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده زبان و ادبیات، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، کرج، ایران.

10.48310/rpllp.2026.23051.1345

چکیده

واصف باختری از شاعران معاصر فارسی در جغرافیای ادبیات دری افغانستان است. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی تحلیلی، تحول فکری و هنری واصف را در دو دورۀ زمانی بررسی می‌کند. واصف باختری از شاعران معاصر فارسی در جغرافیای ادبیات دری افغانستان است. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی تحلیلی، تحول فکری و هنری واصف را در دو دورۀ زمانی بررسی می‌کند. شعر واصف باختری محصول تحول تدریجی، عمیق و معناگرایی است. شاعری است که از شور فردی به اندیشۀ جمعی، از زبان کلاسیک به زبان مدرن، و از تصویرهای ساده به تصاویر چندلایۀ نمادین سفر کرده است. در عین بهره‌گیری از سنت ادبی، نوآوری‌های زبانی و ادبی چشمگیری دارد و توانسته است به یکی از نقطه‌های اتصال مهم میان شعر کلاسیک و شعر مدرن فارسی تبدیل شود. وی در دورۀ نخست، با محوریت «من» فردی و شخصی، به سیاست و حزب‌گرایی گرایش دارد. عاشقانه‌ها، سوگ‌سرودها و بوطیقا، بازتاب‌دهندۀ تجربه‌های فردی و اجتماعی اوست و مقوله‌های رنج و پرخاشگری بر فضای فکری‌اش سایه افکنده‌اند. توجه به آرایه‌های ادبی و استفاده از واژگان کهن، ابداع واژگان و واج‌آرایی در اشعار این دوره چشمگیر است. «من» فردی وی در دورۀ دوم به «من» اجتماعی و انسانی تغییر می‌یابد. واصف در این دوره، با رویکردی جامعه‌گرا و نمادین به تحلیل مسائل انسانی و اجتماعی می‌پردازد. در قلمرو ادبی نیز استفاده از اسطوره، نماد، پارادوکس، تشبیه و استعاره، و در قلمرو زبانی، توجه به قالب‌های نوین شعر، تنوع ساختار جملات، کهن‌گرایی و ابداع واژگان افزایش می‌یابد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات