نوآوری در تدریس متون فارسی بر اساس رویکرد راجرز: ارتقای هم‌زمان مؤلفه های شناختی هیجانی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه آموزش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.

2 استادیار گروه آموزش معارف اسلامی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.

3 استادیار گروه آموزش علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.

10.48310/rpllp.2026.22641.1326

چکیده

اهداف: تدریس سنتی ادبیات فارسی، به ویژه در متون تمثیلی و چندلایه، در فعال سازی هم زمان ظرفیت های شناختی و عاطفی دانش آموزان ناکارآمد است و مؤلفه هایی مانند تفکر، تعقل و همدلی در کتاب های فارسی کمتر مورد توجه بوده اند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی الگوی تدریس غیرمستقیم کارل راجرز بر درک مطلب خوانداری، انعطاف پذیری شناختی و هوش هیجانی دانش آموزان پایۀ دهم در جریان تدریس حکایت «طوطی و بقال» از مثنوی معنوی اجرا شد. روش‌ها: روش مطالعه شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون ـ پس آزمون و گروه گواه بود؛ ۶۰ دانش آموز پایۀ دهم ناحیۀ ۲ ارومیه به روش خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. ابزارها شامل آزمون محقق ساختۀ درک مطلب، پرسشنامۀ انعطاف پذیری شناختی و مقیاس هوش هیجانی بود. گروه آزمایش طی شش جلسه با الگوی راجرز با تأکید بر همدلی، پذیرش نامشروط و تسهیل گری و گروه گواه با روش سنتی آموزش دیدند. یافته‌ها: تحلیل کوواریانس نشان داد الگوی راجرز بر هر سه متغیر تأثیر مثبت و معنادار دارد. مشاهدات کیفی نیز حاکی از افزایش همدلی، تفسیرهای خلاقانه و وسعت دید شناختی بود. کاربست رویکرد انسان گرایانه، کلاس ادبیات را از فضایی انتقال محور به بستری پویا برای پرورش تفکر انتقادی، خودآگاهی هیجانی و یادگیری کل نگر تبدیل می کند. نتیجه‌گیری: نتیجه پژوهش در کاربرد عملی نظریۀ راجرز برای تدریس متنی ادبی، سنجش همزمان پیامدهای شناختی و عاطفی و ارائۀ الگویی عملیاتی برای معلمان فارسی است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات